تاری از موی سرت کم بشود میمیرم

أه گیسوی تو درهم بشود می میرم

 

قلب من از تپش قلب تو جان می گیرد

آه قلب تو پر از غم بشود می میرم

 

من که از عالم و ادم به نگاه تو خوشم

سهم چشمان تو ماتم بشود میمیرم

 

مثل ان شعله که از بارش باران مرده ست

اشک چشم تو دمادم بشود میمیرم

 

وقت بیماری و بیتابی من دست کسی

جای دستان تو مرهم بشود میمیرم

 

جان من بسته به هر تار سر موی تو است

تاری از موی سرت کم بشود میمیرم